آزادی از مذهب/ حکومت فرادینی

این اواخر دائما با خود می اندیشیم که چگونه می توان بر روی پایه های مذهب و فقه و حدیث های قرینه دار و برداشت های عدیده و متباین و متضاد نه تنها از احادیث بلکه از نص قرآن، یک نظام فکری غیر قابل رسوخ بنا نهاد ؟ تنها جوابی که می یابم این است: «هیچگاه نخواهم توانست » .

کم کم متقاعد شده ام که «آزادی از مذهب» درمان این بلبشوی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ماست. دلیلش هم آن است که نمی توان اداره جامعه ی پیچیده امروز را را به دست انواع و اقسام حدیثهای درست و نادرست، و یا آیات ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، متواتر و ضعیف و …سپرد. در جایی که عالمان درک متعدد و متنوعی از نص قرآن دارند، روایات و احادیث مغلوط و ریز و درشت جای خود دارند. چه بسا بسیاری از احادیث شامل زمان و تاریخ وقوع آن می شوند. چه بسا بسیاری از احادیث محکم و متواتر امروز که خیلی محل استناد و رجوع حاکمان و قاضیان است، در دوره ای از تاریخ توسط امام یا معصومی نقض شده ولی آن حدیث در حافظه تاریخ نمانده باشد؟

مثالی ملموس از رویکرد خامنه ای نسبت به هاشمی می زنم تا این نکته را نشان دهم.

اگر وقایع سال 88 و 89 از صفحات تاریخ حذف شود به عمد یا سهو می دانید چه خواهد شد؟ تاریخدانهای صد سال بعد از ما به استناد حرف خامنه ای در هنگام انتخابات دوم خرداد 76 گمان خواهند کرد که :»هیچکسی در نظام ایران مانند هاشمی برای خامنه ای عزیز نبوده است».

اما ما به خوبی می دانیم که دوازده سال بعد از آن روز، این سخن خامنه ای نقض شده بود و هاشمی رفسنجانی شده بود «سر فتنه» و «خواص بی بصیرت».

کاری به بحث پیرامون این مقوله ندارم که چقدر خامنه ای راست گفته و چقدر دروغ.

منظورم این است که همین داستان در بسیاری از احادیث و روایاتی که از امامان و صحابه پیامبر نقل شده ممکن است وجود داشته باشد.

مثالی دیگر: این احادیث متعدد و حتی آیاتی از قرآن  که درباره آن علما با هم اتفاق نظر ندارند از زمانیکه مبنای تصمیم گیری درباره «زندگی یا مرگ » مخالفان و متهمان سیاسی حکومت ایران قرار گرفته دائما فاجعه ساخته است.

یکی از اینها فهم آقایان حکومتی از مستندات «محارب» در آیات و روایات است که با فهم علمای خارج از حاکمیت و معترض به شدت در تباین و تناقض است. سال پیش محسنی  اژه ای، مجتهدی در مسند معاون قاضی القضات ایران گفته بود:» شعار علیه رهبر ایران، مصداق قیام علیه ولی امر خدا و محاربه است». نتیجه ی چنین فهمی معلوم است. قاضی مامور و معذور باید آن خواسته را یا خواسته برادران اطلاعات ! را انشا نماید و آن مجرم را پخ پخ  بر دار کشند!!

از این رو به شدت گمان می کنم که «مذهب» و گزاره های و احادث و … آن توان اداره جامعه امروز ما را ندارند حتی اگر به جای آخوندهای بد، آخوندهای خوب حاکم شوند! اینجاست که لزوم آزادی ساحت سیاست از مذهب و یا حکومت فرادینی ملموس تر می شود.

1 Response to “آزادی از مذهب/ حکومت فرادینی”



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s