Archive for the 'کروبی' Category

ایجاد رشته «مهندسی انتخابات» در چهار گرایش!

phpThumb_generated_thumbnailjpg

چند روز پیش حجت الاسلام سعیدی نماینده خامنه ای در سپاه گفته بود: «وظیفه ی سپاه، مهندسی انتخابات است». از این رو، جهت تربیت نیروهای ولایتمدار و متخصص در زمینه مهندسی معقول و منطقی انتخابات، شواری گسترش آموزش عالی مستقر در وزارت علوم، با ایجاد رشته مهندسی انتخابات در مقطع کارشناسی ارشد و در چهار گرایش زیر موافقت نمود:

1- رشته مهندسی انتخابات- مهندسی آراء
برخی دروس مصوب این گرایش: چاپ تعرفه رای، تمرین دستخطهای مختلف، رای دهی در مسجد لرزاده، اصول رای نویسی1، اصول رای نویسی 2، انتخابات سیار، شمارش آرای ولایت محور، جابجایی و معدوم کردن صندوق رای، تنظیم جدول آرای ماخوذه با اِکسل، اصول خبررسانی تعداد آرا.

2- رشته مهندسی انتخابات- نرم افزار
برخی دروس مصوب این گرایش: تئوری کهریزک، مبانی فتنه شناسی، شناخت تفکر انحرافی، اصول بصیرت افزایی، روشهای تواب سازی و بازجویی انقلابی، اعتراف گیری تلویزیونی، خبرنویسی به روش کیهان، اصول قضاوت صلواتی، اصول تجاوز نرم، شکنجه سفید، جنگ روانی، افسری در جنگ نرم، شناخت انقلابهای مخملی، کامنت نویسی در فیسبوک و تویتر، روشهای شنود ولایی.

3- رشته مهندسی انتخابات-  سخت افزار
برخی دروس مصوب این گرایش: کهریزک عملی1، اصول تجاوز خشن، اصول حفاظت در حصر خانگی، قتل زنجیره ای، اصول فرنگی کاری، مبانی کوفتمان و باتوم، اصول شکنجه، شکنجه کلاسیک و مدرن، ابزارهای شکنجه، اختلاس عملی، پخش پول و سیب زمینی!

4- رشته مهندسی انتخابات- مهندسی رزمی و پشتیبانی
برخی دروس مصوب این گرایش: مبانی راهپیمایی خودجوش، روش غارت سفارت، جنگ شهری، اصول پرتاب پینتبال و گاز اشک آور، اصول ترور نامحسوس، حمله به کوی دانشگاه، حمله نامتقارن، میدان تیر و نشانه گیری، موتورسواری در خط ویژه، آتش زدن عکس امام، رقص در عاشورا، راه اندازی کارناوال شادی در محرم، آتش زدن مسجد و بانک، شهید دزدی، دفن شبانه!

مشاهداتم از 25 بهمن 1390: سبزها همچنان زنده و استوار!

۲۵ بهمن 1390/ گزارش محدوده نواب تا چهارراه ولیعصر/ ساعت 17:45 تا 19/
سر نواب جمعیت بیداد می کرد. در دو سوی خیابان . سوار بی آر تی شدم. اذحام و شلوغی خیابان، بسیار عجیب و غیر عادی بود. حرکت به کندی صورت می گرفت. حکومت کودتا، برای ایجاد رعب و وحشت، قدم به قدم مامور و مزدور و چماقزن و موتور سوار کاشته بود. سر تمام تقاطع های منتهی به خیابان آزادی و انقلاب، گله ی از ماموران و مزدوران ایستاده بودند. موتور سواران بعثیجی هم در خط ویژه نعره کشان می آمدند و می رفتند. مردم داخل اتوبوس، به وحشت حکومت و برقراری حکومت نظامی می خندیدند. برخی با کنار دستی پچ پچ می کردند.  تمام خیابان اسکندری که در 25 بهمن سال گذشته صحنه ی یک درگیری تمام عیار  بود، و چند فیلم موبایلی آن در اینترنت پخش شده بود، امروز محل اصلی استقرار خودروهای پلیس و سپاه و نفرات ضدشورش و مزدورهای لباس شخصی بود!
اتوبوس در ترافیک گیر کرده بود. در ایستگاه دکتر غریب از از اتوبوس پیاده شدم. جلو دنشکده دامپزشکی، ماورها و لباس شخصی ها پیاده رو را بسته بودند و صفوف سبزهایی را که به سمت اسکندری می رفتند بر هم می زدند با تهدید یا هدایت به طرف دیگر خیابان.
جلو کارگاه مترو کاوه و  و محدوده مترو انقلاب، ماموران و لباس شخصی ها به صف، در پیاده رو ایستاده بودند. تمام خطوط موبایل و تلفنهای همگانی در محدوده راهپیمایی قطع شده بود. سر جمالزاده شمالی و جنوبی، غوغایی از شلوغی و مامور و سبزها و لباس شخصی ها بود. عده ای از ماموران
سبزها، ولی در دوسوی خیابان همچنان آسوده و بی خیال رهسپار بودند. کسی شعاری نمی داد.
 
چه کسی می تواند اهمیت راهپیمایی در سایه حکومت نظامی و احتمال کتک و زندانی شدن و … سبزها را نادیده بگیرد. جایی که نه از شارژ موبایل خبری هست، نه ساندیس، نه ساپورت حکومتی و … آنچه هست تهدید است و رعب و و حشت و زندان احتمالی..
 آنهایی که ادعا می کردن جنبش سبز دو سال پیش مرده، امروز به توان اعتراضی بالقوه جنبش سبز، دو سال و نیم پس از کوتای 88 پی بردند.
همین را بگم که سبزها هنوز سرپا و استوار مانده اند. تردیدی در درستی راه خود ندارند. امروز امید سبزها دوباره جوانه زد. اگر فرصتی بیابند، شهر را تسخیر خواهند کرد باردیگر همچون 25 خرداد 88 و حتی پرشور تر از آن.

گرم کردن تنور انتخابات با انتشار اخبار «رد یا تایید صلاحیت کاندیداها»!

‫انتشار اخبار و تفسیر درباره «رد یا تایید صلاحیت کاندیداها»، بازی در زمین حاکمیت برای گرم کردن انتخابات است … بیایید به تحریم بیندیشیم
مطمئنم با تایید صلاحیت عده زیادی از این رد شده ها با حکم حکومتی یا ورود شورای نگهبان، وجهه ای برای خامنه ای و تیم جنتی دست و پا خواهند کرد!
در این وسط وقت سازماندهی و برنامه ریزی سبزهای داخل از بین خواهد رفت. مگر یک دانشجو یا جوان چقدر از وقتش را می تواند صرف اطلاع رسانی کند؟ بهتر نیست این وقت و انرژی را روی تحریم متمرکز کند تا روی بازنشر و تفسیر اخبار ذاتی انتخابات؟

خبرهای ضرغام تی وی و کیهان تایید شد: خشونت بی حساب پلیس آمریکا با معترضان وال استریت!

خبرهای ضرغام تی وی و کیهان تایید شد: خشونت بی حساب پلیس آمریکا با معترضان وال استریت!

خبرهای ضرغام تی وی و کیهان تایید شد: خشونت بی حساب پلیس آمریکا با معترضان وال استریت!

تهدید به قتل محمد نوری زاد توسط ماموران وزارت اطلاعات: «پودرت می کنیم»!

محمد  نوری زاد در دوازدهمین نامه اش به علی خامنه ای نوشته که پس از انتشار نامه یازدهم، بار دیگر صریحا  تهدید به مرگ شده است. او نوشته که در حین رانندگی در خیابان، دو تن از ماموران وزارت اطلاعات سوار خودرو او شده و با قاطعیت به او گفته اند که:

» یا زیپِ تو می کشی، یا هم ترتیب خودتو می دیم هم ترتیب زن و بچه تو!«
نوری زاد ادامه داده است:
» درپاسخ چه باید می گفتم؟ چشم؟ من زیپم را می کشم؟ …. این جمله از دهانم بیرون جست:” من آنقدر ادب و شعور دارم که با زن و بچه ی  کسی کاری نداشته باشم. اما فعلا این منم که ترتیب همه ی شما را داده ام.”

آن دو مامور مجددا با تهدید به این که:» ما بلدیم چطور پودرت کنیم و بلدیم چگونه داغ به دل تو و زن و بچه ات بنشانیم و توی صدتا سایتِ خبری وغیرخبری آبرو برایت نگذاریم» از خودروی نوری زاد پیاده شده اند.
نوری زاد خطاب به خامنه ای نوشته است: » این واقعه را از این روی برای جناب شما بازگفتم تا اگر فردا روزی مرا پودر کردند و داغ مرا به دلِ خانواده ام، و داغ آنان را بردل من نشاندند و در یکصد سایت فراگیرشان مرا به خاک انداختند، هم شما و هم مردم ما شاهد باشید که در این مُلک، پاداش خیرخواهی و امربه معروف و نهی از منکر، چه گزاف و چه چشمگیراست.»

+++++++++++++++++++++

چنانکه نوری زاد در نامه دهمش به خامنه ای آورده، ماموران رژیم به شدت به خانواده او توهین کرده و در بازجویی ها از مسائل جنسی حرف به میان آورده اند. کاری که قطعا باعث برانگیختن شدید و سرسختی  نوری زاد در نوشتن نامه های افشاگرانه بیشتری شده است.از  این رو، آزاد بودن نوری زاد برای نامه نگاریهای بیشتر، معادل افشای گوشه های دیگری از فساد دستگاه خامنه ای خواهد بود.
این سرسختی تنها مختص نوری زاد نیست بلکه تعدادی دیگری از مخالفان سرسخت خامنه ای، چون میرحسین موسوی، کروبی، مهدی خزعلی، تاج زاده، میردامادی، عبدالله نوری و … در دو سال اخیر به شدت مایه زحمت دستگاههای امنیتی شده اند!
از این رو، پس از دو سال و نیم شکنجه، زندان و تهدید بی ثمر مخالفان، و همزمان با متزلزل شده پایه های استبداد،  احیای  پروژه قتلهای زنجیره ای، برای حذف فیزیکی مخالفان تنها راه مانده برای حکومت است. پروژه ای که  در صورت صدور دستور نهایی اجرای آن از بیت رهبری، از کسی چون نوری زاد شروع خواهد شد.
فکر می کنم فعالان سیاسی و فضای مجازی باید از همین الان حمایتهای وِیژه خود را از نوری زاد شروع کننند  تا با پرهزینه کردن این فکر احمقانه برای حکومت، از ترور شوم آقای نوری زاد و دیگر فعالان سیاسی جلوگیری نمایند. فردا دیر است!

آقای خاتمی! دستگاه ولایت فقیه، کشور را با بی خردی و استبداد به سوی جنگ برده، چرا برای حفظ حکومت او بجنگیم؟

هفته پیش محمد خاتمی گفته بود: «اگر جنگ شود، ما اصلاح طلبان (معترضان) همگام با غیر اصلاح طلبان  (هوادارن حاکمیت) در مقابل دشمن خواهیم ایستاد!
در دیدگاه جناب ولی فقیه و کارگزارانش، ما مردم یک لاقبا، میکروب، گوساله، بزغاله و فتنه گر هستیم!  خیلی ما را داخل آدم حساب کند به درد راهپیمایی 22 بهمن و یا صف رای می خوریم! وقتی هم  که مارش جنگ به صدا در می آید دوباره عزیز می شویم! تا ما را به سان سنگرهای گوشتی بکارد جلو توپ و تفنگ!
جز این در وقت خوشی و صلح، نه حق انتخاب آزادانه ای داریم، نه آزادی بیانی،  نه اظهار نظری، نه انتقاد و نه ارزشی فراتر از این!  اگر چیزی بگوییم می شوینم  فتنه گر و عمله استبداد. انگاه سزایمان قتل و زندان است و کهریزک!

جناب خاتمی و آنهایی که مانند ایشان، قول دفاع از حکومت در مقابل دشمن خارجی را می دهند، چرا یادشان می رود که این جنگ احتمالی، نتیجه سیاستهای غلط همین حاکمیت است. حاکمیتی که در دوران صلح، هر انتقادی برای اصلاح امور را با مشت آهنین جواب می دهد و با کودتا و کشتار و تجاوز و زندان، جلو پیشرفت و آبادانی و رابطه بهتر با دنیا را می گیرد و با بیخردی و ماجراجویی در سیاست خارجی، شرایط را به سمت بحران و جنگ برده است.
گذشته از این سوالات مهم، این دوستان چگونه می توانند شانه به شانه کسی تفنگ به دست گیرند که دیروزها در میدان انقلاب، میدان آزادی و روی پل کالج جوانان مردم را به راحتی نوشیدن یک جرعه آب کشتند و به جرم فتنه گر بودن، به جرم آمریکایی و اسراییلی بودن، به جرم اینکه مانند خامنه ای فکر نمی کنند، به آنها تجاوز کردند، کهریزکی شان نمودند، به زندانها درانداختند و یا از وطن آواره شان ساختند؟
خود را به کشتن دهیم تا حکومت خامنه ای ها، احمدی نژادها، لاریجانی، جنتی ها و احمد خاتمیها و تائبها و … مستدام بماند؟  دستگاه ولایت فقیه، کشور را با بی خردی و استبداد به سوی جنگ برده، چرا برای حفظ حکومت او بجنگیم؟
گذشت دوره ی پر احساس اول انقلاب … الان حتی همین سپاهیهای خیلی وفادار به رهبر، میلی به دفاع جانانه از نظام ندارند و همین که اولین گلوله شلیک شود سوار اولین هواپیما شده و به تورنتو و کبک و ونکوور فرار خواهند کرد…
صحنه جنگی این روزها، دقیقا شبیه فضای قبل از سقوط صدا م است، او هم خیلی هارت و پورت می کرد که به پشتوانه مردم در مقابل متجاوزین خواهد ایستاد! ولی دیگر نیروی مسلح وفاداری برای صدام باقی نمانده بود. مردم عراق هم که از ستمهای او خسته شده بودند و عقب نشستند! گارد جاویدانش هم که خیلی به آن می نازید یک روزه ول کرد و دو روزه بغداد فتح شد!

متاسفانه حاکمیت به خوبی از «حس وطندوستی» مردم سوء استفاده می کند چرا که تداوم این حکومت در القای «جنگ احتمالی» است تا با این حربه مردم را به محوریت خودش متحد کند و به بهانه شرایط جنگی و دشمن خارجی نگذارد صدای مخالف یا منتقدی به گوش برسد. همان کاری که در دوران جنگ با عراق انجامش داد و همه صداهای معتدل را خفه کرد تا جنگ خانمان برانداز را هشت سال طول دهد و سر آخر جام زهر را به خورد مردم دهد!
مردم این بار گول نخواهند خورد به دلایل متعدد. مردم محال است دوباره  از ترس دشمن خارجی، به ستایش از حکومت و کمک به استمرار ستمهای بی حساب بنشیند!
آقای خاتمی! شما بگویید چگونه نه در کنار زندانبانان موسوی و کروبی و قاتلان ندا و سهراب با دشمن بجنگیم!  راهش را نشانمان دهید.

”خیابان فردوسی” را اشغال کنید!

پیشنهاد کانون همبستگی ایرانیان: ”خیابان فردوسی” را اشغال کنید!

صفحه فیسبوک (”خیابان فردوسی” را اشغال کنید!)



%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: